تبليغاتX
و اما زندگی- خاطرات مصور فاطیما
 دوباره سلام
انگار نوشتن یادم رفته  ینابراین سعی کردم کارهایی رو که تو این غیبت شاید ۱ ساله ام داشتم را با تصویر های زیر گفته باشم...

حامد که از آموزشی با کلی خاطرات برگشت شیرازو تو همین هوابرد خودمون خدمتشو داره ادامه می ده...ما رو سر سفره عقد نشوندن....سخت درگیر ترم آخر دانشگاه بودم ....و اما فارغ التحصیلی...  .

الان هم که می بینین اینجام هنوز کاری پیدا نکردم...

|+| نوشته شده توسط فاطیما در چهارشنبه 6 شهریور1387 و ساعت