تبليغاتX
و اما زندگی- خاطرات مصور فاطیما
 سربازی و دوری2
 

 

 

می دونی الان که دوباره رفتی تازه فهمیدم چقدر مرخصیت کمتر از اونی بوده که فکرشو می کردم امروز وقتی دیدم پای تلفن چقدرصدات گرفته و غمگینی به یاد تنهایی خودم افتادم...

این روزها هم میگذره گلم..

می خواهم بدونی فقط به امید حرف بالا دارم طاقت می یارم....

منتظر همیشگیت.... دو نقطه ایکس

|+| نوشته شده توسط فاطیما در یکشنبه 18 شهریور1386 و ساعت