|
مرز بین خوشی و حال گیری......!!!
مرز بین خوشی و حال گیری چقدر کمه همین امروز صبح آپ کردم که کیفورم اما امشب هم دارم اینها رو می نویسم. اون خوشی اون معما زدگی بر می گرده به قبل از انجام اون کار مسخره ام که با عث ناراحتی کسی شد که هیچ وقت دوست نداشتم حداقل من یکی دلشو شکسته باشم( آخه خودش بهم گفت دلشو شکستم) و بعدش هم کلافه شدن من و حواسپرتیم.... و تا 10 توی شرکت دنبال کلیدی میگشتم که تویه جیب جلیقه ام بود.... کلی ضرر کردم...دلخور کردن کسی که برام عزیز بود... بی نظم بودن من واسه صحاب کارم.... و حال امشب هم که خیلی گرفته است.کاش روشو داشتم برم بگم که دیگه نمی خواهم کار کنم آخه واقعا کم آوردم ..می ترسم به همه این موارد ها پاس نکردن درسهام هم اضافه بشه...(البته خدا نکنه)… حتی نمی تونم تصورشو کنم که لحظه ای از امروزو چقدر سر حال بودم.....آه ه ه ه .....
|+| نوشته شده توسط فاطیما در پنجشنبه 4 آبان1385 و ساعت |
|

