تبليغاتX
و اما زندگی- خاطرات مصور فاطیما
 کذت

 

آخه مامان کجایی این آقای تناردیه (استعاره از پدر بزرگوار شکموم)منو کشت با ایرادهای بنی اسرائیلیش....

این وسط ژان وارژان منم مریض شده...

چقدر کذت بودن سخته...

|+| نوشته شده توسط فاطیما در شنبه 9 دی1385 و ساعت   
 برف بازی

 

                                  

 

امروز دوست داشتنی ترین برف بازی عمرمو داشتم...

دلم واسه اون لحظه ها و آدم برفیمون (که نصفیش هم دزدی بود) تنگ شده ..کاش فردا هم برفی باشه و بتونم اون لحظه ها را تکرار کنم.

اما 3 واحد معماری را چی کار کنم که هر چی هم می خونم تموم نمیشه...(چقدر هم می خونم)

|+| نوشته شده توسط فاطیما در یکشنبه 3 دی1385 و ساعت